خرید بک لینک

درباره سایت

Thank God

امکانات وب

عـــــــــاقا

فک کنم یکشنبه یا دوشنبه اول مرداد بود که پـــریا اومد خونمون و دیگه حال خوب من شروع شد.

چه خَریـَتی کردم که همون موقع ها نیومدم تو وبم بنویسم و ثَبــتشون کنم اون روزا رو ...

پریا اومد

پیشمون یه هفته و چند روز موند

کلی خوش گذروندیم

سریال دیدیم

تولدشو جشن گرفتیم ( نه از اون سور و ساتا ) خودش برای من و شیدرخ کیک بستنی با "موچی" درست کرد و بعدشم رفتیم کتاب خریدیم و شام " پـــیـــتـــزای آدنــــــــیس " خوردیم

خِلاصـــــــــــــــــــــــــــــــه الان که دارم مینویسم شنبه شب ، بیست و دومِ مردادِ هزار و سیصَد و نَوَد و هَفتـه و من دارم سعی میکنم انتخاب رشته ی لعنتیمو انجام بدم ...

امیدوارم یه دانشگاه آشغالی در نیام ( عاره منظورم جهاده ) ولی خو تابلو نیست که به همون دانشگاه عاشغالی امید بستم ؟

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 22:51

صفحه بندی