خرید بک لینک

درباره سایت

Thank God

امکانات وب

رفیق بی معرفت و نیمه راه شدم نه؟ تقصیر کپیتالیسم حاکم بر سوشال مدیاست ... امان از تلگرام و جمعیت حاضر در اونجااومدم حرف تکراری بزنم بازم. از همون "دلم خیلی تنگ شده" ها بگم و دوباره غیب بشم تا سال بعد... باورت میشه با دفتر خاطرات خودمم همینقدر قهرم؟شاید حالا... برای آرامش ذهنی خودمم شده سعی کنم یه روتین برای خودم تعیین کنم که به چالش بکشوندم و خودمو مجبور کنم روزانه یا دست کم هر چند روز یک بار بیام اینجا بنویسم. آخه اینجا سالم تره، ساکت تره، راحت تره :) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 20:22

یه آدم همونقدری که سیستم پیچیده و اعجاب انگیز داره، همونقدر هم میتونه مثل یه تک سلولی بی مغز یه چیز بی فایده باشه و تا آخر عمرش خودش و بقیه رو در عذاب بغلتونه

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 20:22

از امروز شروع میکنم یادگیری افتر افکت

+ بخوام کار کنم لپتاپ جدید بخرم، باید 35 ماه بدون یه ریال خرج کردن پول پس انداز کنم تا بتونم ... تازه اونم بدون احتساب گرونی و تورم قیمت

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 20:22

"هرچه تبر زدی مرا
زخم نشد جوانه شد"

عبارت های بالا جزو بهترین و قشنگ ترین چیزهایی بودن که این روزها میشنیدم

پ.ن: راستی، دلم برای اینجا هم تنگ شده بود. انگاری دیگه ریتم سر زدنم به اینجا سالی یک بار شده :)

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: پنجشنبه 20 بهمن 1401 ساعت: 19:30

سلام. صدا میایه ؟امروز نمیدونم روز چندم قرنطینه ست اما میدونم که بیشتر از 40 روزه قرنطینه ایم. بینش اما من 2 بار بیرون رفتم برای خرید لوازم بهداشتی و به طرز عجیبی خیابونا برام تازگی داشتن لایک فاک ؟ انگار بعد از یک سال اومدم بیرون.توی این روزا خیلی وقتا مودم مزخرفه و همه ش کسلم. بعضی روزا درس میخونم، بعضی روزا موزیک گوش میدم، یه روزایی فیلم و انیمه میبینم یه روزایی هم فقط به سقف زل میزنم.این وسط مسطا هم خیلی ویدیوی آشپزی نگاه میکنم ولی خب ... فقط نگاه میکنم :))))))مامانم از هشتم فروردین کمر درد شدید گرفت و تا دیروز همه ش تو رخت خواب بود. با همه ی دردش بعضی روزا بیدار میشد ناهار درست میکرد. دیروز اومد بیدارم کرد دیدم داره گریه میکنه گفت دیگه نمیتونم بایستم بیا برو ناهار درست کن و من از دیروز دارم به خودم فحش میدم که چرا ساعت خوابم درست نمیشه تا مامانم انقدر حودشو ادیت نکنه -_-عاه ... امروزم تولد محبته و به جای اینکه امروز پیشش باشیم بخاطر کرونای بچ، تو خونه هامونیم و از راه دور واسه همدیگه دست تکون میدیم . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: يکشنبه 12 تير 1401 ساعت: 13:26

ووواهچه خاکی گرفته اینجا رو!صدا هم میپیچه حتی !خب از چی بگم؟ از کجا بگم؟اصلا آخرین باری که چیزی تعریف کردم کی بوده؟هفتهی اول آبان فردا تموم میشه. من هنوز درگیر کارای انصراف و دریافت مدرک کاردانیمم از این پیام نور الاغ (حیف الاغ البته!)، از پنج شنبهی گذشته قرار بود برای اِل لپتاپ سفارش بدم ولی بخاطر این مشکل رمز پویای مزخرف نتونستیم.لِ و صِ رفتن سفر و من عمیقا آرزو میکنم بهشون خوش بگذره و سالم و البته دست پر برگردن.دلم واسه کِ و پِ تنگ شده.دلم واسه دِ تنگ شده.دلم واسه خودم هم تنگ شده ...آموزش مجازی نسبت به سال قبل قابل تحمل تره اما اگه اینترنتشو پرسرعت کنن ممنون میشیم.میخوام موو آن کنم و چند تا چیز جدید یاد بگیرم.توی این مدت اصلا نرم افزار تمرین نکردمو نه طراحی کردم نه کتابی خوندم نه نمونه کار دیدم ... هیچی ... باطلِ باطل ... فقط کنکور دادم و چمران قبول شدم.راستی دیروز نتایج ارشدو اعلام کردن ! همه قبول شده بودن ... همه ها ! دیگه انقدر وضعیت درس خوندن و دانشگاه رفتن داغون شده که من، مـن دولتی روزانه قبول شدم :)))))) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: يکشنبه 12 تير 1401 ساعت: 13:26

همینطوری دلم گرفت بعد یادم اومد این بیچاره همینطوری داره اینجا خاک میخوره

شدیدا از درس و دانشگاه فاصله گرفتم ... دانشگاهمون عنه عن
استادامون به معنای واقعی کلمه دیوونه ان

تا ته خودمو با کیپاپ مشغول کردم و خب حقیقتا بهم خوش میگذره
یه سفر کوتاه چهار پنج روزه با لیلیا و هلیا رفتم. رفتیم کوثرو دیدم و خوش گذشت

الانم دارم Leave the door open گوش میدم ... نمیدونم چرا اینو منشن کردم ولی خب

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: يکشنبه 12 تير 1401 ساعت: 13:26

سلام شما صدای منو میشنوید از ویرجینیا، آمریکا.

نه کس گفتم. من هنوز همینجام و گس وات ؟ توی یه دانشگاه آشغالی درس میخونم و ترم بهمن رو مرخصی گرفتم تا شاید فرجی بشه بتونم دوباره کنکور بدم.

لوک ات می ... دو آی لوک سو دامب ؟ یس

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: دوشنبه 5 اسفند 1398 ساعت: 23:21

هر روز بیشتر از دیروز به این پی میبرم که توی این دنیا برای هیچکس هیچی نیستم و هیچی نمیدونم و هیچ جا نمیخوام برم و هیچ چیز نمیتونه منو خوشحال کنه ولی همه چیز منو ناراحت میکنن . آره من ضعیفم من قبول مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 22:51

اصلا اهمیت نمیدم اگه قالب وبم زشته یا غیر حرفه ایه ...

و از سازنده ی قالب هم معذرت خواهی نمیکنم که عکس بکو عوض کردم چون خودش بیشتر تم هاش کپی بود ! :/

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 22:51

لیلیا داره میاد پِشَم

دیشب قرار گذاشتیم صبح زودتر بیدار بشیم ولی من ساعت 10 یهویی از خواب جِستَم دیدم هُــــــــــع ساعت دهه ! دو بار زنگ زدم بش هی قطع میکرد آخرشم 11:15 بیدار شد و قراره بیاد اینجا باهم ماکارونی بپزیم

(چقد این اموجیای یاهو خز شدن عاخه)

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 22:51

هر روزی که میگذره بیشتر به خامی و جاهلی خودم پی میبرم

هر روزی که میگذره تصمیم میگیرم کمتر حرف بزنم بیشتر گوش بدم

هر روزی که میگذره یه درس بزرگ ازش یاد میگیرم

هر روزی که میگذره یه تجربه ی بزرگه برام

هر روزی که میگذره تشنه تر از قبل میشم

هر روزی که میگذره دنبال یه نفر جدید برای کشف کردن میگردم

هر روزی که میگذره دلم نمیخواد که به بطالت بگذره

هر روزی که میگذره ، چرا میگذره؟

بهم بگو روز ها چرا تموم میشن؟

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 22:51

پریا اومده ایران و من مث یه احمق هنوز آمادگیشو ندارنم ببینمش (wtf؟)

چهارسال منتظر این روز بودم اما الان نمیدونم چه مرگمه

حتما از هیجان زیاده

احتمالا وقتی برسه پیش من سرگرمی خاصی نداریم تا انجام بدیم و حتما اینجا حوصلش سر میره

خاک تو سر من .

بای .

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 22:51

عـــــــــاقا فک کنم یکشنبه یا دوشنبه اول مرداد بود که پـــریا اومد خونمون و دیگه حال خوب من شروع شد. چه خَریـَتی کردم که همون موقع ها نیومدم تو وبم بنویسم و ثَبــتشون کنم اون روزا رو ... پریا اومد پادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 22:51

سلام .

اومدم فقط اینو نشون بدم و برم به مُردنــــم ادامــــــــه بدم :)))))

برچسب: نویسنده: پرنیا فدایی تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 22:51

صفحه بندی